انجمن دفاع از حقوق مسدومین



    همایش سردشت؛ سی سال گذشت روز شنبه 30 خرداد با همکاری گروه حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه شهید بهشتی، خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی در تهران برگزار شد.
    به گزارش سایت اطلاع رسانی انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی، پس از خیرمقدم  دکتر محمدعلی اردبیلی استاد دانشگاه شهید بهشتی، خانم آزاده بیزارگیتی کارگردان فیلم در سخنانی اظهار داشت:

    این فیلم بیانگر نفرت صریح من از جنگ است و این همایش شاید فراخوانی باشد برای صلح؛ آری ما طرفدار بی چون و چرای صلح هستیم.جنگ یا همین ماشین کشتار که می گسلاند، می دراند؛ تکه تکه می کند و ویران می کند. جنگی که در صدای گریه های اندوهناک کودکان، در تن خسته و رنجور مصدومین شیمیایی ادامه می یابد. همان قربانیان بی دفاعی که ما چه زود فراموششان می کنیم.
    سردشت و حلبچه مایه شرم بشریت است و جنگ که تمام می شود اما تمام نمی شود انگار. در جنگ زنان قربانی جنگ غیرنظامیان بی دفاعی هستند که این فیلم تلاش می کند که صدای مظلومیت آنها باشد که تاریخ بشریت در مقابل آنها سکوت کرده است.
    آرزوی من حین ساخت فیلم این بود که کاش انسان های صلح طلب در تمام جهات علیه جنگ متحد شوند تا جلوی نسل کشی ها را بگیریم و آرزوی کودکانه من این است که جهانی بدون جنگم آرزوست، آرزویی که محال نیست. هست؟
    به گزارش سایت اطلاع رسانی انجمن دفاع ار حقوق مصدومین شیمیایی سردشت پس از به نمایش درآمدن فیلم، میزگرد همایش با سخنرانی دکتر اسعد اردلان با موضوع جرایم علیه بشریت و تاثیر آن بر جامعه بین المللی با تاکید بر بمباران های سردشت، حلبچه و خان شیخون  و دکتر عبدالله مهربان با موضوع تاثیر فاجعه شیمیایی بر فرهنگ سیاسی یک جامعه و آقای اردشیر پشنگ با موضوع بررسی کشتار دسته جمعی با استفاده از سلاح های شیمیایی در خاورمیانه از منظر سیاسی برگزار که اهم مطالب مطرح شده به شرح زیر بود:

    دکتر اسعد اردلان:
    ساخت این فیلم تأثیر بسیار زیادی برای انعکاس فاجعه سردشت دارد و ما انسان ها باید چه میزان مقاله بنویسیم تا ابعاد  این فاجعه برای مخاطبین تشریح کنیم که این فیلم این امر را انجام می دهد . تلاش حقوق بین الملل این است که با توصیف و یادآوری این رویدادها در طول تاریخ،قواعدی را وضع کنیم تا دولت ها از تکرار این رویدادها خودداری کنند؛ زیرا جنبه اخلاقی این اقدام کشورها در بمباران شیمایی مناطق برای انسان ها دشوار است چون ما انسان ها تصمیم گیر برای خلق این فاجعه نبوده ایم. پس از تلاش های فراوان، اساسنامه دیوان کیفری بین المللی درماده 5 به این امر اشاره و در ماده 7 نیز موارد عدیده جنایت علیه بشریت را ذکر کرده از جمله اعمال غیر انسانی که عامداً به قصد رنج ماندگار در جسم و روح و روان انسان صورت می گیرد که این عمل می تواند جزو جنایت علیه بشریت قلمداد شود. این گونه جنایت ها علیه افرادی صورت می گیرد که دارای قدرت سیاسی نیستند و این گونه سلاحها فاقد قدرت تفکیک بین رزمنده و غیر رزمنده و یا تشخیص منطقه نظامی از غیر نظامی هستند و تردیدی نیست که از قدرت تخریبی زیادی برخوردار هستند.


    دکتر عبدالله مهربان:
    سئوال این است که تأثیر تراژدی بر فرهنگ جامعه چیست؟ در دراز مدّت فرهنگ سیاسی می تواند مبنای تصمیمات و کنش ها و تحولات اجتماعی می باشد که جامعه با دو رویکرد تسلیمی و جبرانی به تراژدی واکنش نشان می دهد که در رویکرد تسلیمی با درد و دل باعث تخلیه روانی جامعه خواهد شد و در رویکرد جبرانی، این فاجعه تبدیل به سازوکارهای جبرانی برای توسعه جامعه خواهد شد. درگیر شدن یک جامعه به مدت 8 سال باجنگ یک سری رفتارهای شرطی را در جامعه ایجاد می کند که از لحاظ رفتاری و روانکاوانه قابلیّت مطالعه را دارد. مردم با صدای توپ، خمپاره و هواپیما شاهد فرار در برابر آنها بوده که بعد از 20 یا 30 سال از گذشت آن می تواند بازخوانی یک سری رفتارهای ترس را در یک جامعه ایجاد کند و اماکن و تسلیحات نظامی می تواند رفتار اضطراب آور را در آن جامعه ایجاد کند و تهدید شدن جامعه فرد را دچار نامنی ذهنی خواهد کرد و از نظر غریزی آسیب زدن به محیط یا دیگری را ایجاد می کند که اگر واکنش بیرون قوی باشد این آسیب معطوف به درون خواهد شد. محّرک بیرون برای همه افراد یکسان بوده اما واکنش جامعه برای همه مشترک است که ایجاد الگوی رفتار جامعه را در پی دارد و در آینده خود را نشان می دهد و زمانی که ترس در مردم یک شهر نهادینه شده باشد این ترس بالقوه در ذهن وی وجود دارد و فرار، نگرانی و ترس تا همیشه همراه وی است و جامعه را دچار افسردگی و عزلت گزیدگی و درماندگی جمعی می کند که محصول این درماندگی « کولبر» می شود که از اعتماد به نفس پائینی برخورداراست که این فرد به خودش اجازه نمی دهد تا حق خودش را مطالبه کند و قبول می کند که حق همیشه با طرف مقابل است و این امر در او نهادینه شده و نا امنی


    هنی بخشی از کالبد اوست. جامعه جنگ زده به نوعی احساس حقارت و گناه می کند و شخصیت های فکاهی را بر می گزیند و یا رویه بی تفاوتی را در پیش می گیرد و در مورد مطالبات عمومی هم به این شیوه رفتار می کند. نیاز طبیعی یک جانباز «هوا» و محیط زیست است؛ اما وقتی که آب رودخانه اش را از او می گیرند، یک شهر که تمام مردم آن جانباز هستند. به این امر اعتراض نمی کند و به خودش اجازه نمی دهد تا الفبای اعتراض را بروز دهد یا پروژه توسعه کشاورزی سردشت که از قبل از انقلاب تدوین شده به یکباره تعطیل می شود اما مردم ساکت هستند. رودخانه مردم فدای دریاچه ای می شود که فقط ده درصد آب آن توسط رودخانه سردشت تأمین می گردد. این نگاه سلبی درتمام رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده است و مصادیق آن زیاد هستند.


    دکتر اردشیر پشنگ:
    ایشان با اشاره با تاریخچه بکارگیری سلاحهای شیمیایی و معاهدات منعقده در این راستا که در سال 1993 اساسنامه cwc تصویب و روز 9 آوریل 2015 نیز به عنوان روز بزرگداشت قربانیان سلاح خای شیمیایی نامگذاری شده است که بکارگیری سلاح های کشتار دسته جمعی در سطح بین الملل بیانگر ضعف نهادهای بین الملل بوده؛ به طوری که سازمان ملل تبدیل به سازمان دول گردیده و نشان می دهد که منافع دولت ها بر موضوعات دیگر ارجحّیت دارد و فقدان سازمان منطقه ای کارآمد را نشان می دهد که سازمان های منطقه ای نقش چندانی در حفظ صلح نداشته و فقدان دمکراسی بطور ویژه در خاورمیانه دیده می شود که دولت های ناکارآمد بجای پاسخگویی و حل موضوع به زور و سلاح متوسل می شوند و در این منطقه سنن قدیمی محجور شده و کشورها هم حقوق بین الملل را به نفع خود تفسیر می کنند.
    دلایلی برای تکرار این فاجعه در سردشت وجود دارند از جمله اینکه : 1- اگر توان دیپلماسی کشور ایران با جهان بین الملل در وضع قهر ناشی از وضعیت انقلابی نبود به احتمال زیاد چنین حمله ای به ایران روی نمی داد و یا سلاح های شیمیایی مورد استفاده قرار نمی گرفت. 2- اگر ملت هایی مانند فلسطین یا کردها دارای کرسی در سازمان ملل بودند قطعاً این چنین مورد ظلم واقع نمی شدند. 3- اگر شورای امنیت حملات  قبلیعلیه ایران رامحکوم و به طور جدی برخورد میکردند این فجایع و حلبچه روی نمی داد. این اهمال و دوگانه نه انکاری در برخورد با بانی، باعث تکرار آن شده است. 4- اگر روح منفعت گرایی در روابط بین الملل حاکم نبود این چنین شاهد استفاده از تفسیر به رأی نمی بودیم و احتمال تکرار این فجایع همیشه وجود دارد.
    جهان امروز با انقلاب تکنولوژیک و رسانه ای و بی معنی شدن مرزها می تواند به عنوان یک ضربه گیر درمقابل این وضعیت ترسناک نقش خود را ایفا کند که با این اوصاف دیکتاتورها عقب نشینی می کنند.

    عثمان مزین, [21.05.17 20:03]
    ذهنی بخشی از کالبد اوست. جامعه جنگ زده به نوعی احساس حقارت و گناه می کند و شخصیت های فکاهی را بر می گزیند و یا رویه بی تفاوتی را در پیش می گیرد و در مورد مطالبات عمومی هم به این شیوه رفتار می کند. نیاز طبیعی یک جانباز «هوا» و محیط زیست است؛ اما وقتی که آب رودخانه اش را از او می گیرند، یک شهر که تمام مردم آن جانباز هستند. به این امر اعتراض نمی کند و به خودش اجازه نمی دهد تا الفبای اعتراض را بروز دهد یا پروژه توسعه کشاورزی سردشت که از قبل از انقلاب تدوین شده به یکباره تعطیل می شود اما مردم ساکت هستند. رودخانه مردم فدای دریاچه ای می شود که فقط ده درصد آب آن توسط رودخانه سردشت تأمین می گردد. این نگاه سلبی درتمام رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده است و مصادیق آن زیاد هستند.


    دکتر اردشیر پشنگ:
    ایشان با اشاره با تاریخچه بکارگیری سلاحهای شیمیایی و معاهدات منعقده در این راستا که در سال 1993 اساسنامه cwc تصویب و روز 9 آوریل 2015 نیز به عنوان روز بزرگداشت قربانیان سلاح خای شیمیایی نامگذاری شده است که بکارگیری سلاح های کشتار دسته جمعی در سطح بین الملل بیانگر ضعف نهادهای بین الملل بوده؛ به طوری که سازمان ملل تبدیل به سازمان دول گردیده و نشان می دهد که منافع دولت ها بر موضوعات دیگر ارجحّیت دارد و فقدان سازمان منطقه ای کارآمد را نشان می دهد که سازمان های منطقه ای نقش چندانی در حفظ صلح نداشته و فقدان دمکراسی بطور ویژه در خاورمیانه دیده می شود که دولت های ناکارآمد بجای پاسخگویی و حل موضوع به زور و سلاح متوسل می شوند و در این منطقه سنن قدیمی محجور شده و کشورها هم حقوق بین الملل را به نفع خود تفسیر می کنند.
    دلایلی برای تکرار این فاجعه در سردشت وجود دارند از جمله اینکه : 1- اگر توان دیپلماسی کشور ایران با جهان بین الملل در وضع قهر ناشی از وضعیت انقلابی نبود به احتمال زیاد چنین حمله ای به ایران روی نمی داد و یا سلاح های شیمیایی مورد استفاده قرار نمی گرفت. 2- اگر ملت هایی مانند فلسطین یا کردها دارای کرسی در سازمان ملل بودند قطعاً این چنین مورد ظلم واقع نمی شدند. 3- اگر شورای امنیت حملات  قبلیعلیه ایران رامحکوم و به طور جدی برخورد میکردند این فجایع و حلبچه روی نمی داد. این اهمال و دوگانه نه انکاری در برخورد با بانی، باعث تکرار آن شده است. 4- اگر روح منفعت گرایی در روابط بین الملل حاکم نبود این چنین شاهد استفاده از تفسیر به رأی نمی بودیم و احتمال تکرار این فجایع همیشه وجود دارد.
    جهان امروز با انقلاب تکنولوژیک و رسانه ای و بی معنی شدن مرزها می تواند به عنوان یک ضربه گیر درمقابل این وضعیت ترسناک نقش خود را ایفا کند که با این اوصاف دیکتاتورها عقب نشینی می کنند.

    م . ن /299