انجمن دفاع از حقوق مسدومین


    دشت بي سر

    گويند
    انفجاري بزرگ
     و روزگار آغاز گشت
    زمين
    در راه شير پاك به طواف گشت
    آسمان
    بدون بخل نفس نفس براي حيات گشت
    وبشر
    شكل گرفت و پابرهنه بروي هر دو گشت
    وگشت
    گشت
    گشت
    وگشت و كُشت و كِشت و هرگز برنگشت
    حتا
    روزي كه
    شرافت بشريت
    ميان همان زمين و آسمان پرپر گشت
    روزي سياه
    روز انفجار بمب بي تركش
    پناه جان، زدن تن به آتش ، بي نرمش
    كه فقط
    دودِ سياه بود
    به رنگ سفيد و بي هوايي دشت
    كه آسمان دشت ، از بويش غٓر گشت
    كه زمين دشت ،  فرشي از تن آدم گشت
    يعني
    روزي كه  نفس هاي هوا سم گشت
    خداي هم آنروز نوميد ، زآدمي  برگشت
    كه بخت انسانيت  آدمي  برگشت
    و  جنبنده اي زنده نماند در دشت
    روز مطلق بيرون زدن از خانه و بي برگشت
    روزي كه  نفس ،ممد حيات  نگشت
    كه
    زمين و آسمان به دور سر گشت
    نفس مردمان شهر بالا نيامده برگشت
    روز هفتم تيرماه سال ششم دهه شصت
    در
    سردشت
    شهر زيباي شهيد
    آن شهادشت  شرافت
    آن مصلاي شهادت به جماعت
    سر به سر در سجده ي دشتي شهيد
    تا ابد سردشت
    سرِ  دشت



     

     

    م . ن / 208