انجمن دفاع از حقوق مسدومین


    صلح و آشتی در جامعه وجهان هدف والایی ست که در طول تاریخ بشریت تلاش های زیادی برای تحقق آن صورت گرفته و مکاتب مختلف فکری هم راههای گوناگونی را برای نیل به آن ارائه دادند .

    اما علیرغم این تلاش ها ، متاسفانه روز بروز شاهد برچیده شدن صلح وگسترش جنگ و خونریزی در جامعه و بین انسان ها هستیم . به طوری که کودکان ، زنان و افراد بیشماری درگیر جنگ و خونریزی هستند و موج فزاینده آواره شدن افراد از خانه وکاشانه خود و مهاجرت به مناطق امن خود دلیل آشکاری ست بر نبود صلح .

    افرادی که در صورت وجود امنیت و صلح در مامن وکاشانه خود با آرامش زندگی می کردند اکنون با به خطر افتادن صلح مجبور به ترک دیار خود شده اند و این روزها از تلخ ترین و ناگوار ترین روزهایی ست که تاریخ بشر آن را فراموش نخواهد کرد  به درستی انتظار می رود که با داشتن تجربه جنگ های فراوان در طول تاریخ ، جامعه بشریت به تدریج جنگ را از مجموعه رفتارهای خود حذف کرده و از جنگ برای حل اختلافات یا بیان دیدگاه و اعمال قدرت خود استفاده نکند .

    حدود سه دهه قبل مردم سردشت در حالی که مشغول زندگی روزمره خود در آرامش نسبی بودند با خطر ناکترین سلاح های شیمیایی مورد حمله قرار گرفته و سکنه آن زمان و حتی چندین نسل بعدی هر روزه اثرات ناگوار این سلاح ها را تحمل می کنند که قطعاً توجه به نتایج ببار آمده در این شهر و مردمان آن که نتیجه خودکامگی غاصبان قدرت بوده ما را به این نتیجه بدیهی رهنمون می کند که جنگ نتیجه ای جز خرابی محیط زیست و نابودی بشریت و تهدیدی جدی صلح در پی نخواهد  داشت که در این راستا انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت ضمن بذل توجه به وضعیت قربانیان شیمیایی و جنگ خواستار توجه هر چه بیشتر مجامع جهانی به ضرورت ایجاد صلح و آشتی در میان انسان ها و حمایت از جنگ زدگان است .

     

    م . ن /169

    انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت

     

    30/6/94

     

     

     

  1. معنای صلح چیست؟ در کجا معنا پیدا می کند؟ پاسخ صلح عبارتست از پیمان عدم تعرض، پیمان به نجنگیدن و پیمان همزیستی مسالمت آمیز. صلح در جایی معنا پیدا می کند که وظیفه جنگیدن باشد (جهاد ابتدایی در زمان امام علیه السلام، جهاد دفاعی، قتال اهل بغی و...)، ولی مصلحت اسلام و مسلمین ایجاب می کند که با دشمن قرار داد صلح امضا کنند؛ و این در جایی است که تعداد مسلمانان کم است و نمی توانند در مقابل دشمن مقاومت کنند، یا ترک مخاصمه می کنند تا کسب نیرو کنند و یا به این امید که طرف مقابل در اسلام وارد شود و مسلمان شود. اما اگر این جهات در کار نباشد، ادامه دادن صلح جایز نیست. [i] پس صلح به دو معنی است: 1- جایی که دو نیرو در مقابل هم قرار می گیرند و یک قرار داد صلح بسته می شود. مثل صلح حدیبیه و صلح امام حسن علیه السلام. 2- صلح به معنی جنگ نکردن، و این در جایی است که توانایی جنگیدن نیست و جنگ سودی ندارد، پس پیمان صلح بسته می شود. امیدوارم در تمام جهان صلح باشد ودنیای عاری از جنگ وسلاحهای اتمی میکروبی شیمیایی به امید این روز همیشه سپز ، سپز باشید ممنون .
  1. معنای صلح چیست؟ در کجا معنا پیدا می کند؟ پاسخ صلح عبارتست از پیمان عدم تعرض، پیمان به نجنگیدن و پیمان همزیستی مسالمت آمیز. صلح در جایی معنا پیدا می کند که وظیفه جنگیدن باشد (جهاد ابتدایی در زمان امام علیه السلام، جهاد دفاعی، قتال اهل بغی و...)، ولی مصلحت اسلام و مسلمین ایجاب می کند که با دشمن قرار داد صلح امضا کنند؛ و این در جایی است که تعداد مسلمانان کم است و نمی توانند در مقابل دشمن مقاومت کنند، یا ترک مخاصمه می کنند تا کسب نیرو کنند و یا به این امید که طرف مقابل در اسلام وارد شود و مسلمان شود. اما اگر این جهات در کار نباشد، ادامه دادن صلح جایز نیست. [i] پس صلح به دو معنی است: 1- جایی که دو نیرو در مقابل هم قرار می گیرند و یک قرار داد صلح بسته می شود. مثل صلح حدیبیه و صلح امام حسن علیه السلام. 2- صلح به معنی جنگ نکردن، و این در جایی است که توانایی جنگیدن نیست و جنگ سودی ندارد، پس پیمان صلح بسته می شود. امیدوارم در تمام جهان صلح باشد ودنیای عاری از جنگ وسلاحهای اتمی میکروبی شیمیایی به امید این روز همیشه سپز ، سپز باشید ممنون .
  1. کلمه صلح در ادبیات پارسی باستان به معنای آشتی و در مقابل جنگ بکار می رفته است با رشد اندیشه بشر و بروز عقاید مختلف معنای این کلمه نیز وسعت پیداکرد مثلا در اسلام صلح را منشا خیر و نیکویی می دانند ویا در مسیحیت ان را نوعی ارامش درونی به دور از کشمکش می دانند در یهودیت نیز چیزی فرا تر از احترام می دانند ودر ادیان وعقاید مختلف نیز به همین ترتیب اما ان چیزی که برای ما مهم است این است که تمام عقاید مختلف ان را می پذیرند و به ان نیز افتخار می کنند که ما بهترین تعریف از این کلمه را به بشریت ارائه داده ایم حال سوال اینجا مطرح می شود که چرا علی رغم این همه تعاریف و وجود سازمانهای مختلف واینهمه رشد بشر هنوز نتوانسته ایم یک دنیا بدون جنگ بسازیم؟ اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم که علت همه این اختلافات ریشه در نوع جهانبینی ما نسبت به جهان هستی دارد من معتقدم و باور دارم اگر ما بتوانیم تمام عقاید را به هم نزدیک کنیم و تعریفی جامع نسبت به جهان هستی ارائه دهیم که همه عقاید مختلف به ان باور داشته باشند آن موقع است که می توانیم دنیایی داشته باشیم بدون جنگ حال این سوال مطرح می شود که چطور می شود که تمام عقاید را به هم نزدیک کردتا به تعریف جامعی نسبت به جهان هستی برسیم؟